• ۵۱ بازدید
  • تقویم روزنامه فرهیختگان ۱۰:۰۰ - ۱۳۹۸/۰۳/۱۹
  • نظرات روزنامه فرهیختگان۰
  • 0
  • 0
حجت‌الاسلام روح‌الله باقری، امام جمعه شهر پیشوا در خطبه‌های نماز جمعه کتاب معرفی می‌کند

ظهر جمعه با کتاب

حجت‌الاسلام باقری، امام‌جمعه شهر پیشواست، کسی که از زمانی که به این شهر آمده، کارهای جدید زیاد انجام داده است. کارهای فرهنگی که شاید تا قبل از آن خیلی جدی گرفته نمی‌شد. از سر زدن به نویسندگان تا معرفی کتاب‌های مختلف آن هم بعد از خواندن کتاب‌ها.

به گزارش «فرهیختگان آنلاین»، جریان از یک عکس شروع شد، عکسی که نشان می‌داد کتابی در دست دارد و در حال معرفی است و از مردم می‌خواهد تا کتاب را تهیه کنند. معرفی کردن کتاب، اتفاق تازه‌ای نیست؛ اما اینکه از تریبون نمازجمعه و توسط خود امام‌جمعه انجام بگیرد، کار جدیدی است. حجت‌الاسلام باقری، امام‌جمعه شهر پیشواست، کسی که از زمانی که به این شهر آمده، کارهای جدید زیاد انجام داده است. کارهای فرهنگی که شاید تا قبل از آن خیلی جدی گرفته نمی‌شد. از سر زدن به نویسندگان تا معرفی کتاب‌های مختلف آن هم بعد از خواندن کتاب‌ها. عکسی که رحیم مخدومی نویسنده، در صفحه اینستاگرامش از او گذاشت باعث شد تا در همین تعطیلات 14 و 15 خرداد که شهر پیشوا به‌عنوان یکی از شهرهای مبدا قیام 15 خرداد، برنامه‌های ویژه‌ای تدارک دیده بود به سراغ حاج آقا باقری در صحن امام‌زاده جعفر پیشوا رفتم.

همه در حال کار بودند، یکی صندلی‌ها را جابه‌جا می‌کرد و دیگری برق را چک می‌کرد. از یک نفرشان سراغ آقای باقری را گرفتم و از دور او را نشانم داد که در حال پیگیری کارها بود؛ خودم را به او معرفی کردم و از کارهای فرهنگی امام‌جمعه‌شان پرسیدم؟

  نذر کتابی که مردم شروع کردند

مــرد نگاهــــی به سمت دوستانش انداخت که در حال فعالیت بودند و گفت: «ببینید، از روزی که عکس ایشان با آن کتابی که در حال معرفی بودند، پخش شد، خیلی‌ها برایشان جالب بود و خبرنگاران سوژه جذابی پیدا کردند، اما نکته مهم اینجاست که این یک کار کوچکی است که در شهر ما و توسط امام‌جمعه در حال انجام است. نذر کتاب هم یکی دیگر از این کارهاست که آقای باقری انجام داده‌اند و خیلی‌ها را ترغیب کرده‌اند که این کار نذر را انجام دهند و روزبه‌روز مردم بیشتر به این کار رو می‌آورند و کتاب نذر می‌کنند.»

به سمت آقای باقری می‌روم تا با او درباره همه موضوعاتی که گفته شد، صحبت کنم، خودم را معرفی کردم و با خوشرویی جوابم را دادند، خیلی راحت می‌پرسم: «چرا کتاب معرفی می‌کنید؟»

سریع در جوابم می‌گوید: «چرا کتاب معرفی نکنم؟»

می‌گویم: «در این دوره و زمانه این کار، مهم است و خیلی‌ها برایشان کتاب مهم نیست. اما شما از تریبون نمازجمعه برای این کار استفاده می‌کنید که در جای خودش بسیار مهم است.»

  گلایه‌های رهبری باعث شد تا کتاب معرفی کنم

او می‌گوید: «دلیل طبیعی دارد، خیلی چیز عجیب و غریبی نیست. ما هر چه داریم از همین کتاب داریم، اگر دینی، مکتبی، انسانیت، آزادی و... داریم، مقدمه همه اینها، کتاب و قلم است. با توجه به اینکه نرم مطالعه پایین آمده است و گلایه‌هایی که در این چند سال حضرت آقا نسبت به سرانه مطالعه داشته‌اند، این کار من عکس‌العمل طبیعی است که برای معرفی کتاب باید انجام بدهم.»

حرف‌هایش که تمام می‌شود، آقایی که منتظر بود تا حرفش را بزند، در مورد سنی که در حال درست کردن هستند می‌پرسد و بعد عذرخواهی می‌کند، می‌گویم: «کار شما از این جهت، خیلی خوب است، چون کتابی را معرفی می‌کنید که خودتان خوانده‌اید. دلیل این کارتان چیست؟ چون الان می‌بینیم که خیلی‌ها کتاب نخوانده اظهارنظر می‌کنند یا حتی فیلمی را ندیده در موردش صحبت می‌کنند؟»

  هر کتابی نباید به ذهن‌ها وارد شود

کمی مکث می‌کند و می‌گوید: «یکی از دلایلم این است که تریبون نمازجمعه، تریبون مهمی است و از این تریبونی که بالاخره، برای ائمه معصومین بوده و با توجه به اهمیت اثرگذاری‌اش در حکومت اسلامی؛ نمی‌خواهم در این تریبون هر کتابی با هر موضوعی معرفی شود. هم جایگاه امام‌جمعه و هم جایگاه نمازجمعه برایمان مهم است. یک علت هم اینکه آن جوان یا آن نوجوانی که می‌خواهد این کتاب را بخواند، ما خودمان را مدیون ذهن او می‌دانیم و نمی‌خواهیم هر کتابی رواج پیدا کند. کتابی معرفی کنیم که به درد آینده فرد بخورد و ذهنش را بیهوده از هر چیزی پر نکنیم.»

در حال صحبت است که یکی از بچه‌هایی که در حال کار برای مراسمی که در امام‌زاده برگزار می‌شود، نزدیک می‌شود و می‌گوید: «حاج آقا، پدرم گفتند امشب کتاب‌ها را بیارم برای پخش کردن یا نه؟»

تاکید می‌کند که حتما کتاب‌ها به مراسم برسد و بعد می‌گوید: «ببینید ما کتاب‌های مختلفی را معرفی کردیم، در موضوعاتی مثل انقلاب اسلامی، دفاع مقدس، کودک و نوجوان، رمان با موضوع‌های ارزشی، یا اینکه به مناسبتی یک کتاب معرفی کردیم. این مناسبتی معرفی کردن کتاب خیلی مهم است و اثرگذار.»

  فروش 400 نسخه‌ای کتاب

می‌پرسم این کتاب‌ها چطور به دست شما می‌رسد؟ خودتان انتخاب می‌کنید؟ می‌گوید: «گروهی داریم که کتاب‌ها را مشخص می‌کنند و اولویت‌مان هم با ناشران منطقه است، نویسندگانی که در خود منطقه ورامین و پیشوا هستند تا بتوانیم به کارشان رونق دهیم. گروه بعد از رصد کتاب‌ها، با ناشر یا نویسنده ارتباط می‌گیرند و کتاب‌ها خریداری می‌شود. یک هفته قبل از معرفی کتاب به بنده می‌رسد و مطالعه می‌کنم و روز جمعه می‌گویم از 200 تا 500 نسخه برسد به مراسم نماز، تا مردم بتوانند آنها را خریداری کنند. آخرین کتابی که معرفی کردیم، «من مادر مصطفی» نوشته رحیم مخدومی بود که در همان نمازی که معرفی شد، علاقه‌مندان 400 نسخه از کتاب را خریداری کردند.»

استقبال مردم برای نذر کتاب، در همین امام‌زاده نیز مشخص است مطمئنا این اتفاق، جزء اتفاق‌های نادری است که توسط یک روحانی می‌افتد. درست است که در این چند سال روحانیون زیادی را دیده‌ایم که برای کتاب و گسترش آن تلاش می‌کنند و به روستاهای مختلف می‌روند اما اینکه تریبون نمازجمعه خودش بشود صحنه‌ای برای معرفی یک محصول فرهنگی، اتفاق مثبت و ارزنده‌ای است.

  نذر کتاب به جای خوراکی

صحبتش که با اطرافیانش تمام می‌شود دوباره می‌پرسم، از نذر کتاب هم بگویید، بعد به حرف‌های آن پسربچه اشاره می‌کنم، می‌گوید: «ببینید بالاخره مردم اعتقادهای عمیقی دارند، اینکه برای مسائل مختلف نذری می‌کنیم همه‌ قبول داریم، اما همیشه در جلسات مختلف گفته‌ام که به جای نذر آبنبات و غذا و کلا خوراکی، بیاید، نذر فرهنگی انجام بدهید که خدا را شکر این اتفاق افتاده و مردم کتاب نذر می‌کنند و برای این کار نیز بانی‌های مختلف داریم که هر بار کتاب‌ها را در نسخه‌های متعدد تهیه می‌کنند و به نماز می‌رسانند و این حرکت استقبال مردم را هم با خود به همراه دارد.»

لبخندی روی لبم می‌نشیند و می‌گویم: «چقدر خوب است که دید شما آنقدر فرهنگی است. در این شهری که سابقه فرهنگی‌اش زیاد است، لازم بود چنین کارهایی انجام گیرد.»

تشکری می‌کند و می‌گوید: «کارهای ما به همین نذر ختم نمی‌شود، تجلیل از نویسندگان شهر را هم داریم و به دیدن‌شان می‌رویم. می‌خواهیم برای بچه‌هایی که به کتاب علاقه دارند کلاس نویسندگی برگزار کنیم، این حرکت باعث می‌شود که تربیت نویسنده هم در این شهر داشته باشیم.»

حرف‌هایمان تمام می‌شود و مردمی که آنجا در حال فعالیت هستند، دورش حلقه می‌زنند و کتاب‌هایی را که با خود برای مراسم شب آورده بودند با او چک می‌کنند. مطمئنا گفتن از کتاب آن هم از زبان کسی که خودش با داشتن اطلاعات عامل به این کار باشد برای مردمی که هر ظهر جمعه پای صحبتش می‌نشینند، جذاب و دلنشین است.

 

* نویسنده : عاطفه جعفری روزنامه‌نگار

نظرات کاربران
تعداد نظرات کاربران : ۰
capcha

خبرهای روزنامه فرهیختگانآخرین اخبار

خبرهای روزنامه فرهیختگانمرتبط ها