• ۸ بازدید
  • تقویم روزنامه فرهیختگان ۱۰:۰۰ - ۱۳۹۸/۰۲/۲۲
  • نظرات روزنامه فرهیختگان۰
  • 0
  • 0
ترس اروپا از تشدید بحران مهاجرت

پاشنه آشیل غرب کجاست؟

دستگاه سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران باید تحولات امروز غرب را دقیق‌تر رصد کند و پاشنه آشیل دول غربی را یافته و روی آن سرمایه‌گذاری کند.

به گزارش «فرهیختگان آنلاین»، اخیرا آقای عراقچی دیپلمات ایرانی و از اعضای تیم مذاکره‌کننده هسته‌ای در گفت‌وگویی در قالب خروج مرحله به مرحله ایران از برجام، بحث خروج مهاجران  را در شرایط اضطراری اقتصاد ایران از کشور مطرح کرد. فارغ از نیت‌خوانی صحبت‌های آقای عراقچی، باید بیان کرد که اگر طرح این بحث را در قالب برجسته کردن تاثیر فشار تحریمی آمریکا ببینیم، بی‌شک اظهار آن خلاف منافع ملی کشور است. چراکه بیان همین مساله معنایی جز اعتراف به اثر‌گذاری سیاست‌های دشمن در مناسبات داخلی کشور ما ندارد. اما اعتقاد من بر این است که عراقچی یک موضوع بسیار مهم و استراتژیک را در حوزه مناسبات امروز بین‌المللی مطرح کرد، منتها می‌توانست با یک بیان شفاف‌تر و متقن‌تر  بهتر ارائه و از سوءبرداشت‌ها جلوگیری شود. دستگاه سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران تا  امروز بحق محور مطالباتش را قوانین بین‌المللی قرار داده است که دائما توسط آمریکایی‌ها نقض می‌شود. اما با نگاهی به وضعیت سیاسی و فرهنگی کشور‌های بلوک غرب می‌توان به سادگی مشاهده کرد که اساسا ارجاعات ما بر قوانین بین‌المللی چندان تاثیری بر افکار عمومی و سیاستمدارن غربی نداشته و نخواهد داشت. اما چرا؟

از زمان بحران اقتصادی در کشورهای اروپایی خصوصا بحران مالی یونان در سال ۲۰۱۳، در غرب رفته‌رفته احزاب و جریان‌های سیاسی پوپولیستی راست‌گرا به قدرت رسیدند. شاخص این تحول در آمریکا بی‌شک به قدرت رسیدن دونالد ترامپ است. اما تا امروز ما به موشکافی چرایی اقبال عمومی در غرب به این جریان‌های سیاسی نپرداخته‌ و به اشتباه این تحولات را موقتی تصور کرده‌ایم. در این یادداشت قصد ندارم وارد ماهیت جریان‌های دست راستی جدید شوم اما اقبال عمومی به این تفکر پوپولیستی در غرب یک فکت سیاسی است.

یکی از شاخص‌های این جریان‌ها عدم اعتماد آنها به قوانین بین‌المللی است و اتفاقا افکار عمومی از این جهت به سمت آنها می‌رود که این تفکر نوظهور پوپولیستی، خواستار تحولات بنیادی در نظام بین‌الملل است و از همین رو به کنوانسیون‌های بین‌المللی و حقوق بشری اعتقاد قلبی ندارند. کافی است در این باب به خروج ترامپ از معاهدات بین‌المللی مثل معاهده اقلیمی پاریس در سال ۲۰۱۵، خروج از برجام ۲۰۱۸، خروج از شورای حقوق بشر سازمان ملل ۲۰۱۸، لغو قرارداد منع آزمایش موشک‌های میان‌برد هسته‌ای ۲۰۱۹ و... اشاره شود تا ثابت شود اساسا بنای این جریان سیاسی بر تغییر ساختارهای بین‌المللی است و اتفاقا بابت همین مساله، افکار عمومی به سمت آنها سوق پیدا کرده است. در مورد اروپا هم می‌توان به قدرت‌گیری احزاب دست راستی در پارلمان‌های ملی و اروپایی اشاره کرد که از بنیان مخالف ساختار اتحادیه اروپا و ضوابط فراملی آنها هستند. به‌طور مثال دولت‌های راست پوپولیستی لهستان و مجارستان مخالف تصمیم قانونی تقسیم مهاجران در بروکسل در سال ۲۰۱۸ بودند و این اختلاف تا جایی پیش رفته است که اتحادیه اروپا در سپتامبر ۲۰۱۸ تحریم و جریمه این دو عضو اتحادیه را تصویب کرد! مثال به‌روزتر آن، انتخابات پارلمان اتحادیه اروپا در ماه می ‌جاری است. در آستانه این انتخابات نظرسنجی‌ها می‌گوید اقبال عمومی به احزاب پوپولیستی دست راستی به این علت افزایش یافته است که این احزاب با ورود خود به پارلمان اروپا، قصد خروج از همین اتحادیه را در صدر برنامه‌های تبلیغاتی‌شان قرار داده‌اند! آیا ترکیبی متناقض‌تر از این موضوع در مناسبات امروز بین‌الملل وجود دارد؟

حال از همین رو، مانور دادن اغراق‌آمیز مسئولان سیاست خارجی ما روی قواعد بین‌المللی در عرصه بین‌الملل چندان تاثیرگذار نخواهد بود و منافع ما را الزاما تامین نخواهد کرد. چراکه در غرب امروز شکاف و گسستگی آشکار میان جریان‌های سیاسی بر سر همین قواعد بین‌المللی و گلوبال وجود دارد.

از منظر نگارنده این یاداشت، جمهوری اسلامی باید در شرایط موجود به دنبال پاشنه آشیل غربی‌ها باشد، علاوه بر آن بیش از اینکه دولتمردان غربی را تحت تاثیر و فشار قرار دهد باید افکار عمومی غرب را مخاطب قرار دهد. یکی از موضوعاتی که غرب امروز به‌شدت به آن حساس است، بحث مهاجرت و پناه‌جویی است. از سال ۲۰۱۵ با تصمیم آنگلا مرکل، صدراعظم آلمان مبنی‌بر ورود بیش از یک میلیون مهاجر به این کشور، اروپا با یک چالش بسیار مهم فرهنگی و امنیتی مواجه شده که حیات غرب امروز را هدف قرار داده است. امروز رشد بزهکاری‌های اجتماعی و آشفتگی‌های ادغام فرهنگی در اروپا، به یک موضوع اصلی تبدیل شده است و اساسا نارضایتی توده جامعه از مهاجرت‌های انبوه به این قاره، علت اقبال مردم به احزاب دست راستی و شبه نژادپرست شده است، چراکه اروپای امروز هویت فرهنگی‌اش را با سیل مهاجرت از کشورهای عربی و آفریقایی در خطر می‌بیند؛ کافی است یک اشاره کوچک به آمار داشته باشیم. بر اساس جدید‌ترین اطلاعات «وزارت کشور» آلمان در سال ۲۰۱۹، بیش از 20 درصد جمعیت آن کشور را خارجیان (خارجی یا پدر و مادر خارجی) در برمی‌گیرند. میانگین سنی خارجی‌ها بر اساس این آمار ۳۵سال است و ۶۸درصد آنها را مردان تشکیل می‌دهند. این در حالی است که به گزارش روزنامه تاگس اشپیگل در سال ۲۰۱۸ نرخ باروری برای مادران آلمانی 1.46 و نرخ باروری برای مادران با ریشه خارجی در آلمان  28.2 بوده است. البته در این آمار نرخ باروری زنان خارجی با پاسپورت آلمانی، جزء زنان آلمانی بومی به حساب آورده شده است.

اگر این تفکیک هم در این آمار اتفاق می‌افتاد، نرخ تولد زنان آلمانی بومی به‌شدت پایین‌تر می‌بود. با یک حساب سر انگشتی می‌توان تقریبا حدس زد - اگر تازه موج مهاجرت جدیدی در اروپا اتفاق نیفتد - در 20 سال آینده جمعیت خارجی و بیگانه کشور آلمان چند درصد خواهد بود. از طرف دیگر، در آمریکا هم وضع به همین شکل است؛ جمعیت اصلی طرفداران ترامپ در انتخابات بر اساس تمامی نظر‌سنجی‌های آماری معتبر، مردان سفیدپوست آمریکایی بودند که ترس از همین تحولات جمعیتی دغدغه اصلی آنها بود. بر اساس گزارش جدید روزنامه معتبر فرانکفورتر آلگماینه در ششم می، جمعیت سفیدپوست ایالات متحده در 25سال آینده با توجه به آمار رشد تحول جمعیتی، تبدیل به اقلیت در این کشور خواهد شد. در همین قالب است که می‌توان اصرار بیش از حد ترامپ برای ساخت دیوار حائل در مرز مکزیک و آمریکا را فهمید. ترکیه در ۱۸می سال ۲۰۱۶ با توجه به جنگ سوریه و سیل مهاجرت به این کشور توافقی را با اتحادیه اروپا امضا کرد که بر مبنای آن این کشور جلوی سیل مهاجرتی بیش از دو میلیونی را به اروپا بگیرد و در مقابل کمک‌هزینه‌ای از اتحادیه اروپا برای نگهداری و جذب مهاجران در بازار دریافت کرد. اتحادیه اروپا بابت جلوگیری از عبور مهاجران از مرزهای اروپا تا امروز بیش از 6 میلیارد یورو به ترکیه داده است. کمااینکه از زمان انعقاد این قرارداد، اردوغان گاه و بی‌گاه اروپا را تهدید می‌کند که اگر به خواسته‌های او بی‌توجه باشد، مرزها را برای عبور مهاجران عرب‌تبار باز خواهد کرد. نمونه آن هم مناقشه بر سر موضوع لغو روادید میان ترکیه و اتحادیه اروپا در سال ۲۰۱۷ بود که وزیر خارجه ترکیه عدم تحقق آن را مساوی با لغو توافق مهاجرتی میان اتحادیه اروپا و این کشور دانست.

جمهوری اسلامی ایران با سخاوت و اخلاق‌مداری بسیار، سال‌هاست که پذیرای مهاجران افغانی در کشور است؛ موج مهاجرت‌هایی که عموما بر آمده از جنگ‌طلبی‌های کشور‌های غربی در منطقه غرب آسیاست. موضوع مهاجرت تا امروز برای دولت جمهوری اسلامی ایران بسیار هزینه‌بردار بوده و قواعد بازی در صحنه بین‌الملل حکم می‌کند که کشورهای غربی هزینه‌های مالی حضور مهاجران در ایران را برای امنیت خودشان پرداخت کنند. اما چون اصل سیاست خارجی جمهوری اسلامی دفاع از مظلوم است، تاکنون ایران از این حق واقعی‌اش صرف‌نظر کرده؛ امری که باعث جری شدن طرف غربی شده است. بی‌شک سیل جدید مهاجرت برای آمریکایی‌ها و اروپاییان یک کابوس وحشتناک است؛ کابوسی که تقریبا خود شخص ترامپ هفته‌ای یک‌بار بابت آن در رختخوابش از خواب می‌پرد و مرکل را نفرین می‌کند. مجله‌ دست راستی کمپکت «Compact» در آلمان دو روز بعد از اظهارات حسن روحانی و عراقچی، تهدید مهاجرتی سه میلیونی ایرانی را یک تهدید جدی برای امنیت جامعه امروز اروپا و خصوصا آلمان دانست. نهایتا دستگاه سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران باید تحولات امروز غرب را دقیق‌تر رصد کند و پاشنه آشیل دول غربی را یافته و روی آن سرمایه‌گذاری کند. عصر قواعد گلوبال در اصطلاحا(!) جامعه جهانی، مدت‌هاست برداشته شده و حتی در میان بنیانگذاران نظام بین‌الملل نیز مشروعیتش را از دست داده است. در چنین شرایطی باید از تحولات جدید در جهان برای حفظ منافع ملی‌مان عقب نیفتیم.

 

* نویسنده : سیدعلیرضا موسوی دکتری علوم سیاسی از دانشگاه فریدریش شیلر

نظرات کاربران
تعداد نظرات کاربران : ۰
capcha

خبرهای روزنامه فرهیختگانآخرین اخبار

خبرهای روزنامه فرهیختگانمرتبط ها