• ۲۹ بازدید
  • تقویم روزنامه فرهیختگان ۱۰:۰۰ - ۱۳۹۸/۰۲/۰۹
  • نظرات روزنامه فرهیختگان۰
  • 0
  • 0
کتاب‌هایی‌که شلوغ می‌کنند

صف‌های شرمساری

این بار نه پای عزت ضرغامی در میان است و نه صابر ابر. اینستاگرام، همای سعادتش را بر دوش فردی به اسم «امیرعلی. ق» نشانده است.

به گزارش «فرهیختگان آنلاین»، 1 می‌گویند باید به نظرات و سلایق همه احترام گذاشت. جمله‌ای که در نگاه اول، شیک و محترمانه به نظر می‌رسد اما وقتی روی آن دقت می‌کنیم، متوجه باگ‌هایش می‌شویم. با استناد به این جمله شما باید به نظرات و سلایق یک قاتل، دزد و قاچاقچی هم احترام بگذاری و سبک زندگی‌اش را بپذیری. حتما جمله اول این یادداشت صحیح نیست. این مقدمه ذکر شد تا برسیم به کتاب و نمایشگاه کتاب و صف هایی که برای خرید و دریافت کتاب امضا شده تشکیل می‌شود. کتاب‌هایی که با هر معیار فنی و ادبی جزء دسته‌های پایین تاریخ کتاب و فرهنگ ما قرار می‌گیرد و شاید با تسامح و تساهل بتوانیم عنوان داستان یا حتی کتاب را به آنها بدهیم.

2 سه دوره پیش از این دوره نمایشگاه کتاب بود که صف طولانی را جلوی یکی از غرفه‌ها دیدم. خوشحال شدم و باکنجکاوی، رفتم تا ببینم برای کدام کتاب، چنین اتفاق خجسته‌ای رقم خورده است. صف برای مجموعه کتاب‌های «قصه‌های امیرعلی» نوشته امیرعلی نبویان، مجری خوش‌چهره تلویزیون تشکیل شده بود. قصه‌هایی که برخی از آنها در برنامه رادیو هفت خوانده شده بود و حالا آنها را به مکتوب تبدیلش کرده بود. بخش بزرگی از این صف را دختران بین 13 تا 20 سال تشکیل می‌دادند. شادی آنها پس از گرفتن کتاب امضا ‌شده آقای مجری غیرقابل توصیف بود. البته بعدها و پس از انتشار خبر ازدواج نویسنده این کتاب، فروش «قصه‌های امیرعلی» به طرز وحشتناکی پایین آمد. درباره جایگاه این مجموعه قصه‌ها در تاریخ ادبیات داستانی ما نیازی به گذشت زمان نیست، هستند کارشناسانی که از کیفیت این داستان‌ها بگویند.

3 مراسم رونمایی از رمان «قهوه‌ سرد آقای نویسنده» اردیبهشت 96‌ برگزار شد. سه روز بعد از این مراسم، طرفداران کتاب صف‌ طولانی‌ خرید را تشکیل دادند و با روزبه معین، نویسنده اثر دیدار کردند. دیداری که بخشی از آن زیر بارش باران و تگرگ بود اما علاقه‌مندان حاضر به ترک صف نشدند. بدون شک ایجاد صف هفت ساعته برای خرید کتاب در تهران، آن هم در شرایطی که اهل قلم از عدم استقبال مردم به کتاب سخن می‌گویند، می‌تواند اتفاق بسیار مهمی در این حوزه تلقی شود. اما این کتاب یک اثر جدی و قابل توجه در حوزه ادبیات داستانی است؟ جشنواره‌های داستانی و البته خبره‌های این حوزه به این سوال جواب منفی داده‌اند. اما این کتاب برای نویسنده و بیشتر از او برای ناشرش، آوردهای مالی شگفت‌انگیزی داشت.

4 این دوره از نمایشگاه هم تا الان به خودش دو صف دیده است. اولین صف متعلق به جوانی به نام علی سلطانی بود. نویسنده دهه هفتادی که خودش را در صفحه شخصی‌اش نویسنده و فیلمنامه‌نویس معرفی کرده است. زمان زیادی را با انتشار بریده‌هایی از داستانی که حالا نام او آن را «راز رخشید برملا شد» اعلام کرده مخاطبان حدود 52هزار نفری‌اش را در تعلیق گذاشته بود و در اولین روز نمایشگاه صفی از طبقه همکف تا طبقه دوم برای مراسم رونمایی و جشن امضای این کتاب تشکیل شد. این کتاب 39 هزارتومانی در روزهای برپایی نمایشگاه به چاپ چهارم هم رسید و پیش‌بینی می‌شود نوبت چاپش بیشتر هم بشود. این کتاب نشان‌دهنده تاثیر مستقیم فضای مجازی در شهرت افراد است. فرصتی که این شخص در اینستاگرام از آن استفاده کرد و یک شبه به شهرت رسید. جالب است که مثل کتاب قبلی، ناشر این کتاب «نیماژ» است و سود بالایی هم از فروش این کتاب می‌برد. سال‌ها بعد چند نفر از «راز رخشید برملا شد» یاد می‌کنند و در محافل جدی ادبیات چه جایگاهی دارد؟

5 این بار نه پای عزت ضرغامی در میان است و نه صابر ابر. اینستاگرام، همای سعادتش را بر دوش فردی به اسم «امیرعلی. ق» نشانده است. کتاب «سر قولم هستم» با قیمت 37 هزار تومان شامل عکس‌ها و کپشن‌های این آقای قاف است. انتشارات ۳۶۰ درجه این کتاب را چاپ کرده و در قسمت معرفی این کتاب در سایت خود آورده است: «امیرعلی از عکاسان محبوب در فضای مجازی است. او علاوه‌بر عکاسی از قریحه خوبی در نوشتن برخوردار است. به گفته خودش به دنبال ثبت آثارش در جایی غیر از فضای مجازی بوده و نوشته‌ها و عکاس‌های محبوبش را به کتابی نفیس و جذاب تبدیل کرده است. کتاب باکیفیتی مناسب روی کاغذ گلاسه و تمام رنگی چاپ شده است. با خواندن این کتاب حال دلتون خوب میشه!» حال دل آن نویسنده‌ای که سال‌هاست کار کرده و درس خوانده و پژوهش می‌کند و کتابش با 500 نسخه منتشر می‌شود را چه کسی خوب می‌کند؟ تکلیف آنهایی که زحمت می‌کشند و می‌توانند حداقل درباره کتاب خودشان ساعت‌ها صحبت کنند اما دیده نمی‌شوند، چه می‌شود؟ برخلاف برخی از همکارانم معتقدم که این صف‌ها نه جای خوشحالی دارد و نه تفاخر. با خودمان صریح باشیم؛ این صف‌ها بیشتر مایه شرمساری است.

 

* نویسنده : سیدمهدی موسوی‌تبار روزنامه‌نگار

نظرات کاربران
تعداد نظرات کاربران : ۰
capcha

خبرهای روزنامه فرهیختگانآخرین اخبار

خبرهای روزنامه فرهیختگانمرتبط ها