• ۲۰ بازدید
  • تقویم روزنامه فرهیختگان ۱۰:۰۰ - ۱۳۹۷/۰۵/۰۱
  • نظرات روزنامه فرهیختگان۰
  • 0
  • 0
درآمدی بر نظریه تروریسم رسانه: ژان بودریار و هنری لوفور

حیات تروریسم از طریق تولید و بازتولید وحشت

لوفور اولین کسی است که مفهوم «جامعه تروریستی» را مطرح کرده است. همچنین او وجود وحشت در جامعه جهانی معاصر را با تروریسم گره می‌زند. به اعتقاد او عامل این پیوند نیز رسانه‌ها هستند.

به گزارش «فرهیختگان آنلاین»، پایان قرن بیستم و آغاز قرن بیست‌و‌یک میلادی، دوران اوج‌گیری وضعی موسوم به «پست‌مدرنیسم» و رواج اندیشه‌های انتقادی است. در پست‌مدرنیسم، سیاست، جامعه، فرهنگ، رسانه و... بازاندیشی شدند و بنای اندیشه‌های جدید بر پایه نقد آرای گذشتگان پدید آمد. عصر کلاسیک علم و نظریه‌های آن به‌زعم متفکران پست‌مدرن، روبه پایان بود و آنان تغییر پدیده‌های اجتماعی را نیز تعمیم می‌دادند.

دوران کلاسیک نظریه‌های ارتباطات و دستاوردهای بنیادین گوبلز و گلوله آتشین، جهان وانمود‌شده جنگ جهانی را تبیین و توصیف می‌کرد. علم ارتباطات به تبلیغات سیاسی (propaganda) و هدایت افکار عمومی خلاصه می‌شد. دو دهه بعد پژوهش‌های کمی و آزمایشگاهی متفکران آمریکایی ارتباطات مانند لازارسفلد(Lazarsfeld) نیز به تلویزیون و کارکردهایش پرداخت تا مخاطبان نیز وارد نظریه‌های رسانه شوند. اما جهان انسانی در واپسین سال‌های قرن بیستم شاهد جنبش دانشجویی مه فرانسه و جنگ‌های داخلی و چند‌ملیتی بود و شکل و شمایل جدیدی به خود گرفت. تغییر جهان منجر به تغییر اندیشه‌های متفکران علوم انسانی نیز شد. دوران جنگ‌های کلاسیک به سر آمد و شکل جدیدی از رعب و وحشت به جهانیان معرفی شد: تروریسم.

بحث بر سر اینکه از چه زمانی و چگونه سر و کله «تروریسم» پیدا شد، قابل مناقشه است. اما در یک مورد، توافقی وجود دارد: جهان پس از یازده سپتامبر وارد «جهان تروریستی» شد. حداکثر تلاش‌های مطبوعات آمریکایی نتیجه داد و اسلام اصطلاحا بنیادگرا به ناحق، مدلول آشکار تروریسم خوانده شد. اینگونه شد که تروریسم هم به دایره واژگان علوم انسانی راه یافت و موضوع مطالعه آکادمیک شد. جامعه‌شناسی مثل گیدنز (Giddens) به تعیین حدود اسلام بنیادگرا پرداخت و پول‌های «سیاست خارجه آمریکایی» صرف چاپ کتاب و نشریه درباره چیستی و چرایی تروریسم و تروریست‌ها شد.

بین تمام صاحب‌نظران تروریسم، دو متفکر فرانسوی انگشت اتهام را به سمت تروریست‌ها نشانه نرفتند و «رسانه» را مقصر دانستند. آنان معتقد بودند رسانه «خالق» تروریسم است و نقش «قابله‌ای حرفه‌ای» را در زایمان تروریسم ایفا می‌کند. «ژان بودریار» و «هنری لوفور» کسانی هستند که درباره نسبت رسانه و تروریسم نظریه‌پردازی کرده‌اند. نظریه‌ای که هیچ‌گاه توسط هیچ‌کدام از این دو با عنوان «نظریه» خوانده نشد، چراکه در مکتب پست‌مدرن‌، اقتدار هر گونه «نظریه علمی» که شأنیت تبیین پدیده‌ای را داشته باشد، پیش از این انکار شده است.

ژان بودریار (Jean Baudrillard) فیلسوف، جامعه شناس و نظریه‌پرداز پست‌مدرنیسم و پساساختار‌گرایی است. اندیشه‌های جنجالی او زبان‌زد محافل علمی است. او استدلال می‌‌کند که جوامع پسامدرن و پساصنعتی از تکنولوژی‌‌های اطلاعاتی و ارتباطی اشباع و به «عصر بازنمایی» وارد شده‌اند. به نظر بودریار صحبت کردن از واقعیتی خارجی سوای ارزش‌ها و تعلقات امری بیهوده است؛ چراکه در روزگار پسامدرن این «رسانه‌ها» هستند که تعیین می‌کنند چه چیزی «واقعی» و چه چیزی «غیر‌واقعی» است. وی در رویکردی رادیکال حتی «ارزش‌های اخلاقی» و «زیبایی‌شناختی» را نیز «برساخته» رسانه‌ها می‌داند.

بودریار برای اولین بار در مقاله‌ای به نام «روح تروریسم» و سپس در مصاحبه با نشریه «اشپیگل»    (Der Spiegel)  از «تروریسم رسانه» سخن گفت. به باور وی، جهان‌غرب و مدرنیته به سویی رفت که منجر به «انحصار در وضع بوروکراتیک» شد. بوروکراسی مدرن همانند پیش‌بینی ماکس وبر، تمام جهان انسانی را به سان قفسی آهنین در‌بر‌گرفت و آدمی، برده و زندانیِ زندانِ خود‌ساخته شد. پست‌مدرن‌ها این وضع را به «اندیشه‌ورزی» نیز تعمیم دادند و از «بن‌بست‌های مدرنیته» از آن یاد کردند. بودریار معتقد است نتیجه این انحصار بوروکراتیک، «عدم ظهور یک امکان جدید» خوهد بود. جایی که امانوئل والرشتاین از آن به «پایان جهان» نام می‌برد و مارکسیست‌هایی که رویای مارکسی «رهایی» را دارند، باید آن را فراموش کنند. حال بودریار از یک امکان جدید در قرن حاضر رونمایی می‌کند: «تروریسم». در دنیایی که همه امور رو به سقوط و فروپاشی است، تروریسم تنها راه «تغییر» برای «دیگری» است. دیگری که سال‌ها طرد و سرکوب شده و حال به قصد کین‌خواهی، «انتقام جویانه» رفتار خواهد کرد. این دیگری، فقط شرقی‌های ناراحت از گفتمان شرق‌شناسی نیستند، تمام گروه‌های فرودست اجتماعی و مطرود، پتانسیل تروریست شدن را دارند.

مساله بودریار در تروریسم، «تصویر زنده مرگ» نیز هست. او می‌گوید روح تروریسم یعنی مرگ و قربانی کردن انسان‌ها «نمادین» می‌شود. مثال بارز نمادین شدن مرگ، تصاویر و فیلم‌های سر بریدن توسط داعش است. این تصاویر مانند دوران یونان و رنسانس که تصویر مرگ را نیز نقاشی می‌کردند، به‌عنوان نماد مرگ در جهان حاضر شناخته می‌شوند. بودریار می‌گوید:«روایت تصویر در خاطر ما خواهد ماند». به راستی رسانه‌ها نخواهند گذاشت که این تصاویر فراموش شوند. مثال بودیار در این جا، حادثه یازده سپتامبر است که «تصویر برج‌ها در ذهن ما ماند».

بودریار برای توصیف روح تروریسم و جامعه تروریسم‌زده، از استعاره «تروریسم به مثابه تئاتر یا نمایش» استفاده می‌کند. ما حکم تماشاگران نمایشی را داریم که در روبه‌روی‌مان «برنامه اجرا می‌شود، این نمایش هر چند غیراخلاقی هم هست اما از ما کاری بر نمی‌آید».  منظور بودریار از ما، «مردم و قدرت» است. او این تشبیه را از شکلی از نمایش‌ها و تئاترهای دوران باستان وام گرفته که در آن قربانی می‌کردند. او معتقد است که «امروز هم تروریسم برای ما به وسیله رسانه این مناسک را اجرا می‌کند».

شاه‌جمله بودریار این است که «تروریسم بدون رسانه ارزشی ندارد». حیات و ممات تروریسم به رسانه است و وجودش وابسته به رسانه‌هاست. در اینجا ما شاهد ارزش‌گذاری رسانه‌ها هستیم. رسانه‌ها بنا به کارکردی که دارند، خبر تروریسم را منتشر می‌کنند، پس آنان ناگزیرند تروریسم را بازنمایی کنند. به همین نظر، بودریار می‌گوید که «رسانه خوب وجود ندارد.» چون همه رسانه‌ها به نوعی در بازنمایی روح تروریسم نقش دارند. تروریست‌ها فقط می‌خواهند که «دیده شوند» و رسانه‌ها در رسیدن به هدف‌شان کمک‌شان می‌کنند.

از شاذترین و جنجالی‌ترین سخنان ژان بودریار فرانسوی این است که او معتقد بود جنگ خلیج فارس هرگز در دنیای بیرون رخ نداد و فقط و فقط ساخته و پرداخته رسانه‌هاست. اگر از اغراق نظر او بگذریم، او به تاثیر برجسته شدن خبر و جلب‌توجه افکار عمومی به عینیت تروریسم اشاره می‌کند. این سخن جنجالی بودریار را می‌توان به‌گونه‌ای دیگر نیز فهمید: شهروندان آمریکایی نیز به واسطه رسانه‌های کشورشان درگیر جنگ خلیج فارس شدند و رسانه‌ها با برجسته کردن آن، جنگ خلیج فارس را نیز جنگ آنان کردند.

پیش از بودریار، دوست و همکار علمی او، یعنی هنری لوفور به تروریسم پرداخته بود. هنری لوفور(Henri Lefebvre) جامعه‌‌شناس و فیلسوف مارکسیست فرانسوی است. او بیشتر برای کارهایش روی دیالکتیک، مارکسیسم، زندگی روزمره، شهرها و فضاهای اجتماعی شناخته می‌‌شود.

لوفور پیش از وقوع یازده سپتامبر و بروز اندیشه‌های بودریار به تروریسم پرداخت. او برای اولین‌بار در کتاب «تروریسم و زندگی روزمره» مساله تروریسم را مطرح کرد. وی معتقد است «تروریسم صرفا ارعاب سیاسی نیست، چراکه ارعاب سیاسی امری است موقتی و گذرا، ارعاب و وحشت اما تمام وجوه زندگی را پر کرده است. بدین‌ترتیب است که می‌توان جوامع جهان امروز را جوامع تروریستی نام داد؛ امری که بر جامعه جهانی حاکم است.» پس باید توجه داشت که از نظر لوفور، جامعه تروریستی جامعه‌ای است که در آن ارعاب و وحشت، «تولید» و «بازتولید» می‌شود.

بنا براین نظر، لوفور اولین کسی است که مفهوم «جامعه تروریستی» را مطرح کرده است. همچنین او وجود وحشت در جامعه جهانی معاصر را با تروریسم گره می‌زند. به اعتقاد او عامل این پیوند نیز رسانه‌ها هستند. رسانه‌ها به خاطر تکرار خبر و پخش تصاویر تروریستی، وحشت و ارعاب را تولید و بازتولید کرده و مخاطبان نیز این نظام نشانه‌ای ساخته‌شده را مصرف می‌کنند.

مثال نظریه لوفور را می‌توان در بازنمایی اعمال تروریستی گروهک داعش در رسانه‌های اجتماعی دید. بازتولید و انتشار حداکثری تصاویری از این وقایع، وحشت را رسانه‌ای و آن را وارد زندگی روتین و عادی مردم  جهان کرد. چیزی که پیش از این وجود نداشت. از نظر لوفور، پمپاژ ترس فقط از طرف حوادث تروریستی نیست، «انتشار گسترده اخبار هول‌آور»، خود باعث رعب و وحشت در جامعه می‌شود.

نگاه‌های جدید و جنجالی درباره تروریسم رسانه هنوز خام و درخور نقدهای جدی هستند. با استفاده از رویکردی مثل رویکرد بودریار، می‌توان گفتار او را زیرسوال برد. [از لوازم نظریه بودریار این است که] نظریه‌سازی و نظریه‌پردازی درباره تروریسم هم می‌تواند به بازتولید تروریسم منجر شود. بهترین راه برای پذیرفته شدن تروریست‌ها در جامعه جهانی، اعتبار‌بخشی علمی به بررسی درباره آنان است. از سویی دیگر، بودریار و لوفور، برخلاف نوام چامسکی که به برجسته شدن اسلام در رسانه‌ها پرداخت، به عجین شدن نام اسلام و مسلمانان با مساله تروریسم واکنشی نشان نداده‌اند. علاقه وافر متفکران معاصر به جعل واژه برای جامعه و فرهنگ امروزی نیز منجر به این شده که مفهوم جامعه چندین مضاف‌الیه به خود بگیرد: جامعه نمایشی، جامعه تروریستی، مک دونالدی شدن جامعه و... . پست‌مدرن‌ها تکلیف خود را برای کثرت مفهوم‌سازی درباره جامعه روشن نکرده‌اند. اگر آنان معتقدند مصداقی خارجی برای جامعه وجود ندارد، پس اصرار آنان بر جعل مفهوم، «تناقض» در اندیشه آنان است.

داعش و تمام مصائبش نیز می‌تواند تمام معادله‌هایی را که بودریار و لوفور درباره تروریسم رسانه چیده‌اند، بر هم بزند. همان‌طور که یازده سپتامبر، روح تروریسم بودریار را برانگیخت، داعش نیز نظریه‌ای جدید را درباره خود طلب می‌کند.

دیگر اینکه اولین واقعیت تروریستی و اولین تروریست‌های جهان، رژیم صهیونیستی است. رسانه‌های غربی اخبار کشتار و نسل‌کشی و به شهادت رساندن مردم مظلوم فلسطین را بایکوت خبری کرده‌اند. تروریسم صهیونیسم پیش از نظرورزی‌های بودریار و لوفور، مرگ مسلمانان را نمادین کرد و ارعاب سیاسی را به خاورمیانه آورد. هر گونه نظریه‌پردازی درباره رابطه تروریسم و رسانه‌ها بدون در نظر گرفتن رژیم صهیونیستی، بدون شک ناقص و مردود خواهد بود.

 

* نویسنده : داوود طالقانی‌ روزنامه‌نگار

نظرات کاربران
تعداد نظرات کاربران : ۰
capcha

خبرهای روزنامه فرهیختگانآخرین اخبار

خبرهای روزنامه فرهیختگانمرتبط ها