• ۶ بازدید
  • تقویم روزنامه فرهیختگان ۱۰:۰۰ - ۱۳۹۶/۱۱/۱۹
  • نظرات روزنامه فرهیختگان۰
  • 0
  • 0
یادداشت/ الهه سلیمانی استاد دانشگاه و مشاور خانواده

«کمبود عاطفه» خلأ جدی کودکان زلزله‌زده

یکی از اقداماتی که می‌توان برای این کودکان انجام داد آموزش مهارت‌های لازم درخصوص خودشناسی و پذیرش شرایط موجود است تا کودکان با فراگرفتن این مهارت کم‌کم حادثه تلخ زلزله را فراموش کنند و بتوانند برای خود آینده‌ای روشن بسازند.

به گزارش «فرهیختگان آنلاین»، اتفاقات ناخوشایند برای هر کسی خواهد افتاد و ما در حد توان خود سعی می‌کنیم به آنها کمک کنیم، به‌عنوان مثال می‌توان از این اتفاقات ناخوشایند به زلزله کرمانشاه اشاره کرد که هم روح ما را آزرد و هم جسم ما را، چراکه تقریبا می‌شود گفت تمام ایرانی‌ها به این بیت سعدی که می‌گوید: «چو عضوی به درد آورد روزگار، دگر عضوها را نماند قرار» معتقد هستیم.

هنگامی که در شهری حادثه‌ای مانند زلزله رخ می‌دهد، در ابتدا به فکر امدادرسانی به مصدومان هستیم و بعد از آن به خدمت‌رسانی به بازماندگان می‌پردازیم و سعی می‌کنیم بنایی برایشان بسازیم و آنها را اسکان دهیم تا این افراد به جز درد و ناراحتی از حادثه دیگر غمی نداشته باشند.

ما در این حادثه کمک‌های نقدی یا مایحتاج‌هایی که یک خانواده در این شرایط احتیاج دارد را برای زلزله‌زدگان ارسال کردیم ولی در این بین سوالی که می‌توان گفت تقریبا بی‌جواب مانده است، ما به آنها لباس دادیم، پوشاک دادیم ولی آیا عاطفه هم دادیم؟ آیا به فکر کودکانی که پدر و مادر خود را از دست داده‌اند و در بحران «کمبود عاطفه» هستند، بودیم؟

در این زلزله بودند کودکانی که والدین خود را از دست دادند و بی‌سرپرست شدند و در بین تمام آلامی که دارند تشنه یک بار دیگر صدا کردن واژه‌ای به اسم «مادر» هستند، شاید بتوانیم با ارائه طرح‌های سرپرستی برای این کودکان، کاری کنیم که این اتفاقات تلخ برای همیشه از ذهن این کودکان پاک شود و در خانواده‌ای جدید قرار بگیرند.

کودکانی که با تمام وجود اضطراب جدایی و تنهایی را لمس کرده‌اند، کودکی که هنوز در مرحله تفکر انتزاعی به سر می‌برد و تازه می‌تواند تجسم کند و برای خود آینده روشنی را رقم بزند، چرا باید در آن شرایط بماند و خاطراتی که دیگر راهگشایی برای آینده‌اش ندارد را در ذهن خود مرور کند؟

بسیاری از این کودکان دچار سندروم پس از سانحه خواهند شد و در بزرگسالی اعتمادبه‌نفس کافی ندارند تا بتوانند در شرایط مختلف یا با هر هیجان، دچار عدم کنترل تکانه‌های هیجانی نشوند و به سمت رفتارهای پرخطر نروند و این یعنی هشداری برای این دسته از کودکان که مسئولان باید در کنار سایر خدمات‌رسانی به این افراد به این مورد هم اهمیت دهند.

همان‌گونه که ما اعتقاد داریم ساختن شرایط فیزیکی احتیاج به زمان دارد، از نظر روانشناسان هم بازگشت شرایط روانی فردی که دچار حادثه شده است به شرایط روانی قبل از حادثه بسیار بیشتر از شرایط فیزیکی زمان می‌برد.  در اینجا ذکر این نکته بسیار حائز اهمیت است که صرفا کمک‌های مقطعی روانی، حتی دور کردن کوتاه‌مدت افراد از محل، مشکل آنها را حل نمی‌کند.

درخصوص این کودکان که هم پدر و هم مادر خود را از دست داده‌اند باید کاری اساسی انجام داد و از روانشناسان کودک و افراد صاحب‌نظر در این خصوص مشورت گرفت.

یکی از اقداماتی که می‌توان برای این کودکان انجام داد آموزش مهارت‌های لازم درخصوص خودشناسی و پذیرش شرایط موجود است تا کودکان با فراگرفتن این مهارت کم‌کم حادثه تلخ زلزله را فراموش کنند و بتوانند برای خود آینده‌ای روشن بسازند.

چقدر خوب است به فکر سپردن کودکان بی‌سرپرست به خانواده‌های سالم باشیم تا کمک کنیم طرح‌واره‌های تحقیر، ناکامی و سردی که در این کودکان شکل گرفته را بشکنیم و آنها به همان ذات کودکی یعنی بازی و شادابی بازگردند.

پس بهتر است دغدغه «روان» را در اولویت قرار دهیم و کمک کنیم به مرور زمان کودکان، کودکی کنند و در این دوران بپذیرند اتفاقی پیش آمده که فقط باید به خود بگویند: «خدایی دارم به بزرگی دنیا و او به من گفت تو می‌توانی چون من را داری پس بلند شو و شروع کن.»

در نتیجه باید بارگذاری کلاس‌های آموزشی از جمله مهارت‌های زندگی به صورت بلندمدت باشد؛ مانند طراحی کتاب‌های آموزشی ویژه این کودکان، اعزام تیم روانشناسی به مناطق آسیب‌دیده، برگزاری دوره‌های آموزشی حتی به صورت اردوهای کوتاه‌مدت به مناطق آسیب‌دیده و حتی آوردن‌ روانشناسان به مناطق متعدد.

امید است با این کار در بلندمدت بزه‌های اجتماعی و نوجوانی، خودکشی، اعتیاد و طلاق را در این مناطق نبینیم.

نظرات کاربران
تعداد نظرات کاربران : ۰
capcha

خبرهای روزنامه فرهیختگانآخرین اخبار

خبرهای روزنامه فرهیختگانمرتبط ها